تبليغاتX

آبی مثل آرامش

جزيره دانلود و قالب مينوس

اتاق آبی

اتاق آبی

 

آری همیشه قصه این چنین بوده است
گفتی از دلتنگی هایم دیگر سخنی نگویم
من امشب دلتنگی هایم را به دست باد سپردم
تا این باد با دلتنگی هایم چه کند
آیا دلتنگی های مرا به دریا خواهد برد؟
و فریادش را با فریاد موج های بیتاب یکی خواهد کرد؟
یا  در شبی بارانی
بر سنگفرش کوچه ی خلوت جاریش می کند
یا شاید در شب مهتاب
آن را به نگاه یک غریبه که به ماه خیره شده بسپارد
یا شاید در پگاهی سرد
در گوش دو پیکر خسته در خواب زمزمه اش کند
آیا کسی دلتنگی های مرا خواهد شنید؟
دلتنگی هایم را به باد سپرده ام
شاید این باد دلتنگی مرا
در گوش تو ای ناب تر از غزل هایم زمرمه کند
می دانم آزردمت مرا ببخش
اما بگذار برای آخرین بار بگویم
که امشب سخت دلتنگ ات هستم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 6:59 بعد از ظهر توسط احسان |


 

 سلام به همه دوستای گلم

سال نو رو به همتون تبریک میگم

شبنمی آهسته از چشمان برگ

می چکد بر دامن رنگین خاک

گل می افشاند به چشم آفتاب

نازخندی خوابناک

ناگهان از جای می خیزد نسیم

شاد می رقصد میان خاکسار

گفتگویی نرم می لغزد به گوش

       “هان بهار…

                   آری بهار…” 

+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 5:28 بعد از ظهر توسط احسان |


ای دوست...

آخرای دوست نخواهی پرسید

که دل ازدوریت چه کشید

سوخت در آتش وخاکستر شد

وعده های توبه دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و برخاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد

چشم من روشن و روی تو سپید

جان به لب آمده درظلمت غم

کی به دادم رسی، ای صبح امید

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید

طلوع عشق 

غم تو...

مرا امشب كسی جز غم به بالين نيست
مرا هر دم غمی جز عشق ديرين نيست

تلنگر هی مزن بر شيشه عمرم

كه اين دل را دگر تاب جوانی نيست

دلم از غصه ها بر خاك و خون افتاده امشب

نگاه تو دگر بر اين دل زار و پريشان نيست

مرا درياب ای يار قديمی يار ديرينم

كه جز تو در دلم حال و هوای عشق شيرين نيست

به پوچی ميرسم هر جا روم بی تو

بيا كه زندگی را بی تو معنا نيست

بيا ای يار ديرينم كه امشب بی تو غمگينم

بيا كه بی تو اميدی به فرداهای ديگر نيست

+ نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387 8:14 بعد از ظهر توسط احسان |


شب است و باز هم سکوتی وهم انگیز

 

در کوچه پس کوچه ی خاطراتم سرگردانم

 

                                           و اندوهی سراسر

                                                    در این هنگامه ی درد

                    نمی دانم کجا هستم

                     کجای این همه سرگردانی مبهم

                      نمی دانم چه می خواهم

                                     میان کوچه های بن بست این شب...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387 5:6 قبل از ظهر توسط احسان |


صدای گریه می آید


ز قلب خسته و رنجور یک مرد


صدای ناله می خیزد


ز اعماق وجود پر خروش بی سکوتش


و لیکن ظاهری آرام و مبهم


که آید در نظر چون کوه محکم


دلی دارد پر از خون و به همراهش شکایت


شکایت از فراق یار و رنج بی روایت


سری دارد که گرم از عشق یار است


و مست از ساغر نادیده ی دست نگارش


و چشمانی پر از درد، یک درد بی نهایت


که کس یارا ندارد


                     لحظه ای


                                 در این چشمان رو نماید...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387 4:58 قبل از ظهر توسط احسان |


 

   انتظار یعنی با ادب بودن.

    انتظار یعنی  کـنترل زبـان.

   انتظار یعنی  راستگو بودن.

   انتظار یعنی  نماز اول وقت.

   انتظار یعنی ایـمان داشتن.

   انتظار یعنی بخشنده بودن.

   انتظار یعنی بدگویی نکردن.

   انتظار یعنی انتظار یعنی امانت دار بودن.

   انتظار یعنی احترام گذاشتن.

   انتظار یعنی تهمت ناروا نزدن.

   انتظار یعنی امر بـه خـوبی ها.

   انتظار یعنی تقسیم مال با فقرا.

   انتظار یعنی همنوای قرآن بودن.

   انتظار یعنی قلب مهربان داشتن.

   انتظار یعنی صبر در هنگام خشم.

   انتظار یعنی همیشه با خـدا بـودن.

   انتظار یعنی در راه خدا جـهاد کردن.

   انتظار یعنی چشم از نامـحرم بستن.

   انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.

   انتظار یعنی نـهی نمـودن از زشتـی ها.

   انتظار یعنی دیگران را تحقیر و کوچک نکردن.

   انتظار یعنی مثل علی و فاطمه زندگی کردن.

   انتظار یعنی ...

                    آیا می توانیم خودمان رایک منتظر بنامیم؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387 11:49 بعد از ظهر توسط احسان |


درد فراق...

ديشب وقتي همه ي پنجره ها بسته بودند، وقتي همه ي آنهايي كه زمين از بودنشان شرم دارد چشمهاي خسته از دنيا پرستي خويش را بر هم نهاده بودند، وقتي هر چه مي ديدم در ميان ظلمت تاريك شب تنهايي بود و تنهايي، به ياد دستانت افتادم. دستانت كه هميشه براي آنهايي كه تنهايند ريسمان محكمي است، به ياد چشمانت گريستم چشماني كه هميشه و هر لحظه براي دانه دانه تسبيح كه از هم مي پاشد مي گريد. چشماني كه تا به صبح براي آنهايي كه حتي نام تو را تبرك زبانشان نكرده اند اشك مي ريزد، براي تو گريستم براي آن دل دريايي و آرامت، براي موج مهرباني هايت كه تا ساحل آرزوهايمان را آبي نكند از سر سجاده تمنا بر نمي خيزد. تو اي نا خداي آخرين كشتي نجات، هميشه براي قلبهاي غرق شده و مغرورمان، توري از جنس نور مي بافتي، مي گفتي "خذ بيدي" بگير اين دستان خدايي ناخدا را و ما هميشه در فريادهاي الغوث و الامان خويش به دنبال تور نجاتي از ناخداي نا كجاآباد بوديم. هزار بار گفتي اين راهها كه مي رويد به تاريكستان ختم مي شود، اما مگر ما گوش دلمان به اين حرفها بدهكار بود.مي نشستيم در سكوي انتظارو منتظر قطاري بوديم براي رسيدن به نرسيدنهايمان. شنيديم صداي نجواي قشنگت را، نجواي مهربان تر از مهرباني هاي بابا را براي يتيم ماندنمان، اما افسوس كه عروسكهاي كوچك دنيايي تمام صفحه ي دلمان را از اميد به ديدار پدري مهربان پاك كرده بود. آري تو اي طبيب دوار بطبه ، ما را و دردهايمان را به حال خويش رها نمي كني، از همين جا، از پشت اين پنجره هاي بسته و با دلي شكسته، تمام دردهايم را، تنهايي هايم را، دل شكستنهايم را، برايت مي فرستم تا تو اي ارحم الراحمين مخلوقين برايم نسخه اي از جنس نور بپيچي و مرا بي هيچ درد و رنج و بي وفايي براي خودت و در كنار خودت بپذيري.

+ نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387 6:39 بعد از ظهر توسط احسان |


 

آه، اما عشقهامان زرد شد             گرمي كاشانه‌هامان سرد شد

روزهاي غرق نيلوفر گذشت             غصه آمد آب هم از سرگذشت

آه اگر دل‌هامان ياري كند                قلب هم قدري وفاداري كند

پيش‌ترها عشق زيبا روي بود           جاري و آرام مثل جوي بود

من تمام شب صدايش مي‌كنم             با شقايق  آشنايش  مي‌كنم

حيف  اما قلبها مان خا ليند            عشقهامان چون خزان شاليند

 

 

+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387 10:50 بعد از ظهر توسط احسان |


به نام آغاز کنندۀ دفتر عشق  

می خوانمت ای تبلور همۀرویاهایم

می خوانمت ای دریایی ترین یار

                   

 

 از فرسنگها راه دور و بر فراز ابرهای احساسم، صدایت می کنم تا در ورق زدن صفحات سپید روحم یاریم کنی ، می خوانمت ای  قشنگ ترین غزل زندگیم تا بخوانی قصیدۀ سبز احساسم را...

می خوانمت تا در هزار توی قلبت بشنوی ترنم های عاشقانۀ مرا و دریابی که سفرت آغاز مجنون شدن من بود و رفتنت پایان تمامی تشویش هایم  .....

 

گوش کن این بار جاده هم نگران دیر کردنت  نیست او هم  مثل من به تاخیرهایت خو کرده است ودیگر هراسی از نیامدنت ندارد ،  گوش کن جاده دیگر قدمهای ترا صدا نمی زند وبرای آمدنت در هزار توی قلبش شمع روشن نمی کند ...

 

من و کوچه نمی رنجییم اگر برای نیامدنت باران را بهانه کنی و به راحتی آمدن باران دروغ بگویی ، نمی رنجیم اگر روز تولد عشقمان را از یاد ببری و فراموش کنی که گلهای مینا به آهنگ نفسهایت عادت کرده اند .......

 

تادیروز شیفتۀ نگاهت بوده ام وتمام  آروزهایم در با تو بودن خلاصه می شد ولی امروز باتمام بی وفایی هایت هنوز عاشقت هستم و هنوز هم برایت بی بال وپریم تنها وتنها برای توست که پروانه ایی می شوم و شاه بیت غزلهایم نام تورا با خود یدک می کشد ...

آری یاد گرفتم ، آموخته ام که عشق یعنی :

                                برای هم بودن نه با هم بودن ........

+ نوشته شده در دوشنبه 5 فروردین1387 6:2 بعد از ظهر توسط احسان |


 

سلام به همه ي دوستاي گلم

مي دونم براي تبريك سال نو يه كم دير شده

ول به خدا سرم شلوغ بود

ولي ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه ست:

                       عيدتون مبارك

 

خدايا در اين سال نو به بندگانت دلي عطا فرما به وسعت درياهايت

 

انديشه اي به بزرگي و رفعت اسمانهايت

 

و عشقي فروزان تر از خورشيدهاي تابانت

 

خداوندا بر ما ببخش به بزرگيت و ما را بنواز به مهربانيت

 

آمين يا رب العالمين

 

+ نوشته شده در دوشنبه 5 فروردین1387 5:14 بعد از ظهر توسط احسان |


DESIGN BY :MINOS X

آرامش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه


آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

فروردین 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386



پيوندها

عاشقانه های غزل
هوای وصال


    تعداد بازديدها:

دانلودستان مينوس:طراح قالب
بزرگترين دانلودستان ايروني
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


www.arezoo17.blogfa.com

قالب و كدهاي جاوا

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com

منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت